ماه مهم!

۱۰ شهریور, ۱۳۸۷ ۶ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (9 votes, average: 5 out of 5)
Loading ... Loading ...

** این ماه برای من بسیار مهم و سرنوشت ساز هست! در همین حد فقط! شاید بعدا توضیحاتش رو نوشتم…

** چه مسئله ای مهم تر از زیرگذر پل چشمه کیله؟!
فوق العاده هست! ترافیک از بین میره و همه سریع به مقصد میرسند و از ترافیک اصلی شهر که در ورودی پل ایجاد میشد، دیگه خبری نخواهد بود..
البته همه اینها در شرایطی قابل تصور هست که خود پل از بین نره در حین عملیات!
سوال هایی که برای من پیش اومده اینهاست :
۱- چه عمقی حفاری میشه برای عبور از زیر مسیر اصلی جاده؟ با توجه به ابنکه باید زیر راه اصلی ( سقف تونل ! )حتما محکم سازی بشه ، تصور که میکنم بنظر باید خیلی تونل زیر زمینی باشه تا بتونه سقف محکمی داشته باشه. با توجه به اینکه سقف متروی تهران با اون تجهیزات و نقشه کامل و بتون ریزی و قرار دادن بلوک های بتونی روی سقف ، باز هم بعضی جاها فرو ریخت!

۲- در صورتی که سطح زیرگذر با سطح آب  مساوی بشه ، در مواقع بارندگی چه اتفاقی خواهد افتاد؟!  اسختر زیرزمینی؟

۳- این زیر گذر خیلی نزدیک به پایه های اصلی پل نیست؟ اشکالی ایجاد نمی کنه؟

۴- در صورت احداث موفقیت آمیز این زیرگذر ، ورودی و خروجی این ۲ خیابان روبروی هم چگونه میشود؟ خیابان ژاندارمری و مصلا . آخه همین الان هم برای وارد و خارج شدن از این خیابان ها جای کافی نیست ، چه برسه به وقتی که کوچیکتر هم بشه. البته بنظر میاد ورودی زیرگذر از جاده اصلی فاصله داره و بنابراین ابتدای این خیابون ها دست نمیخوره .. ( شاید! )

۵- دو طرفه هست یا یکطرفه؟ اگر حجم عبور و مرور از این زیرگذر زیاد باشه ، در قسمت انتهای خیابون ژاندارمری که حلال احمر و هتل آوا هستند ، چه وضعیتی پیش میاد؟ همین الان قفل میشن ۶ تا ماشین با هم بیاد!

۶- چرا همزمان از ۲ طرف شروع به حفاری نشده؟ آخه همچین جای خلوت و بی دردسری هم نیست که بخواد چند سال در حال احداث باشه و نابسامانی در عبور و مرور. معمولا در طرح های مطمئن از دو طرف شروع میکنند که زمان طرح کوتاه شه.

۷-  این زیرگذر کوچولو که الان درست کردن و از زیر پل رد میشه! یک طرفه هست ! اما نمیدونم چرا خط کشی وسط داره دیگه! اگه بارون شدید بیاد ، یا این جاده از بین میره! یا اینکه ساختمون کلانتری تبدیل به برج پیزا میشه!

۸ - یک تابلو هم کارشناسان راهنمایی و رانندگی نصب کردن بغل هلال احمر که نوشته : ” عبور تا ارتفاع بیش از ۲/۵ متر ممنوع ”
تا ارتفاع ِ بیش از!   حالا خوبه همه اینها تو کتاب آیین نامه هم هستن ها!

همین ها دیگه

** آقا جان  ، کار خدماتی تو این کشور معنی نداره! دنبالش نرید! والا! کار فقط واسطه گری و دلالی و شغل های کاذب! درامد توی اینهاست! همه برنامه های حمایتی دولت هم به نفع این مشاغل هست. مالیات و مجوز و نظارت و اینها هم نداره.
حالا بیا سرویس اینترنت بده ! یا چه میدونم ADSL ! یه کار پرهزینه و فنی و هزار زور و زحمت! آخرشم نصف کار تو مخابرات خرابه! باقیش هم خیلی جاهای دیگه! هیچی به هیچی ربط نداره! کسی پاسخگو هم نیست. اما شرکت باید کاملا صحیح سرویس بده و هر اتفاقی بیوفته تقصیر شرکت خدماتی هست که کارش رو درست انجام نمیده.
در صورتی که همین کاربران وقتی میرند بانک و بهشون راحت و خشن میگن که آقا سیبا قطعه! به سلامت !  ، جیک نمیزنند! اما اینترنت که ۵ دقیقه قطع و وصل بشه ، دیگه وا وی لا!
تو مخابرات اتفاقت خیلی خنده داری میوفته سر قضیه ADSL و وصل کردن خطوط کاربران ، که میترسم بنویسم  فردا دردسر شه برامون! همش هم به خاطر بی دقتی ، بی دقتی و باز هم دقتی! ۳ بار بی نظمی هم اضافه کنید!

** کارت سوخت جدید من هم رسید بالاخره امروز!

** در مورد پل چشمه کیله یه چیزی یادم اومد باز ! اینکه در این طرح های جالبی که براش درنظرگرفتند اصلا کسی به فکر این پرنده ها نیست . لودر که همش توی رودخونه داره معلوم نیست  چه کار میکنه و همه اکوسیستم رو بهم ریخته! جاده زدن از زیر پل .. و جالب تر اینکه شنیدم احتمال داره جاده زیر گذر از کنار رودخونه تا پل کمربندی ادامه پیدا کنه ..
تازه یکم ظاهر زیبا پیدا کرده بود اون قسمت سبز و چمن ها ..
فکر کنم با این تغییر و تحولات ، پرنده ها بی خیال شهسوار بشن و هوشمندانه از این شهر مهاجرت کنند!

Balatarin

تو را در آتش اندیشه ات سوزند…

۱۲ مرداد, ۱۳۸۷ ۱۱ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (9 votes, average: 4.78 out of 5)
Loading ... Loading ...

به گرد کعبه میگردی پریشان
که وی خود را در آنجا کرده پنهان
اگر در کعبه میگردد نمایان
پس بگرد!  تا بگردیم…
در اینجا باده می نوشی،  در آنجا خرقه می پوشی
چرا بیهوده می کوشی؟
در اینجا مردم آزاری ، در آنجا از گُنه عاری
نمی دانم چه پنداری؟
در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری ،  تو آنجا در پی یاری…
چه پنداری؟

کجا وی از تو می خواهد چنین کاری؟
چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی داند؟
چه پیغامی…
چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمی داند؟
چه سلطانی…
چه دیداری که جزدینار و درهم از شما سفتن نمیداند؟
چه دیداری…
به دنبال چه میگردی که حیرانی؟
خِرد گم کرده ای شاید نمیدانی!!!
همای جان خود سیری ،  که خاموشی نمی گیری
لبت را چون لبان فرخی دوزند…
تو را در آتش اندیشه ات سوزند…
هزاران فتنه انگیزند…
تو را بر سر در میخانه آویزند.

تصنیف چهار گاه  ، گروه مستان و همای ، آلبوم ملاقت با دوزخیان

دانلود همین تصنیف ( کلیک سمت راست ، Save Target as ) البته برای نمونه ، لطفا اورجینال بخرید!

Balatarin

اطراف ما چه می گذرد؟

۳۱ تیر, ۱۳۸۷ ۱۶ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (14 votes, average: 4.93 out of 5)
Loading ... Loading ...

سلام

این مسیر ویژه تاکسی ها یادتونه که قبلا در بارش نوشتم ؟ جدیدا مشاهده کردید حتما دیگه! ها؟
بیشترش شکسته ( یا شکستن! ) … خلاصه چه زود اینجوری شد! ما مثل اینکه دنبالمون کردن تا یه کاری رو به هر ترتیبی شده تو شهر اجرا کنیم و ازش عکس بگیریم و بعدش دیگه ولش!
میدونید اون پلاستیک ها دونه ای چند بوده؟ میدونید پولش از جیب شما میره؟

شهرمون خیلی خیلی ظاهر زشتی داره! شرمنده که اینو میگم ، اما حقیقت داره . مثل لحاف چهل تیکه هست! هرجاش یک رنگ و یک مدل..

** چند مدت پیش جلوی ترمینال اتوبوس ها رو با هر زور و زحمتی بود بلوار کشیدند و آسفالت جدید هم کردند! اما بعد از اینکه تیرهای چراغ برق رو وسط بلوار کاشتن تازه یادشون اومد که ای داد بیداد! چطوری برق به اینها برسونیم؟ این شد که دوباره آسفالت رو کندند و چاله و چوله و …  آدم یاد پَت و مَت میوفته به خدا!

تمام دست انداز های تو مسیر رو هم که برداشته بودند ( و من کلی ذوق کرده بودم! ) دوباره احداث کردند! فرقش این بود که اون قبلی ها پلاستیکی بود و جدید ها بالشتی از آسفالت! بالاخره باید پول ها یه جوری خرج شه دیگه!
من متوجه نمی شم که چرا دست انداز رو تو جاده اصلی میزنند؟ مگه حق تقدم با ماشینی که از اصلی میاد نیست؟ خوب دست انداز رو سر کوچه یا خیابون های فرعی نصب کنند. اینجوری طرف مجبور میشه توقف کنه و با احتیاط وارد خیابان اصلی بشه. اما الان باید همه ماشین ها از مسافر و کامیون و ترانزیت و … توقف کنند که شاید سر فلان فرعی یه ماشینی بخواد وارد اصلی شه!! میدونید چقدر مصرف سوخت رو میبره بالا این سرعت گیر ها؟ چقدر تصادف جدید هم ایجاد میکنه؟ استهلاک و مصرف لنت و اینها بماند..
والا ما که کارشناس نیستیم! مملکت کارشناس داره بابا! همون هایی که تابلو های راهنمایی و رانندگی رو هم سلیقه ای کردن! تابلوی بوق زدن ممنوع که جلوی بیمارستان هست رو تاحالا دیدید؟ جان من شبیه بوق هست؟!!!؟
یا اینکه دیدم تابلو ها رو داخل بلوار نصب میکنند ! یعنی سمت چپ مسیر حرکت خودرو! این یه استاندارد جدید ابداعی توسط کارشناسان محلی ما هست ها! دست کم نگیرید! گذشته از این که طرح و نقش تابلو ها هم من درآوردی توسط آقای تابلو ساز میباشد!! ( الان فکر میکنم کاش چند تا عکس میگرفتم از این مدل علائم ) .
چون ما همیشه عادت داریم ، اون فکری که در کوتاهترین زمان ممکن به ذهنمون رسیده رو عملی کنیم و هیچ ربطی هم نداره بهمون که شاید بعضی کارها تابع یک سری استاندارد ها باشه! یا اینکه ببینیم بقیه چه کار کردن و از تجربه اونها استفاده کنیم! کسر شان میشه بابا!

** تو مسیری که میام جدیداً ده ها! تابلوی شنا ممنوع نصب شده و یک سرباز هم بغلش تا بنظرم اجازه نده کسی شنا کنه !
خیل عظیم مسافران دریا ندیده هم در آسایش کامل مشغول امر خطیر آبتنی! اصولا هر جا ممنوعیت داره ، مسافرها بیشتر جذب میشند! به اینکه کارشون صحیح هست یا نه کاری ندارم. اما توجیه مسئولین هم برای کشوندن مردم به طرح های سالم سازی! ( پلاژ های پولی! ) برام خیلی خنده داره :

مهمترین نکته ای که تاکید میکنند اینه که در محل های ممنوعه بستر دریا مناسب نیست و یهو عمق زیاد میشه و از این حرفها. حالا من میخوام بدونم که مثلا شهرداری تنکابن چقدر کار کارشناسی کرده برای انتخاب پلاژ ولی آباد ؟!! جز اینکه هر جا زمین خالی داشته باشه میره پلاژ میزنه؟!
اینقدر منفی نباشید!! لودر و بیل مکانیکی شهرداری ساعتها وسط دریا کار کردن تا برای شما خانواده محترم بستر دریا رو آماده کنند!! ( خارجه؟!!! :دی )
در تمام خط ساحلی فقط ۲، ۳ جا ساحلش خوبه و اون هم دقیقا در محل زمین های شهرداری!!؟ عجب !!
نجات غریق هم اگر! اگر! اگر! حضور داشته باشند در این اماکن ، بیشتر مشغول رد و بدل کردن شماره با مسافرین گرامی ( نوع خاص! ) ، جهت هر چه بیشتر خوش گذشتن به آنها هستند!
لودر های شهرداری ها هم بیجاره ها همش مشغول بستن راه های دسترسی مردم به دریا !
جداً چه خوب همه سر کاریم ها!
آقا من و داداشم با قایق میریم دریا! سربازه سوت میزنه که بیا بیرون! ممنوعه!! نمی دونیم کجا بریم قایق سواری؟ وسط طرح دریا تو ۱۰ متر مربع مساحت ؟ یا تو وان حموم؟
به نظر شما چرا قایق سواری در دریا ممنوع هست؟
- خطر مرگ دارد . ( پس چرا ماشین سواری در جاده آزاد هست؟ آیا آمار مرگ میر جاده کمتر از دریاست؟ )
- پلانکتون ها عصبی میشوند! ( آخه ما آخر حفاظت از محیط زیست هم هستیم! پلانکتون ها فاضلاب خیلی دوست دارند! )
- بیشتر از حد مجاز!! به انسان کیف میدهد.
- ممکن است قصد خروج غیرقانونی از کشور داشته باشیم!
- دریا مگه جای این سوسول بازی هاست؟! موهات چرا این شکلیه؟ شورت پوشیدی؟؟!! ( در راستای طرح امنیت اجتماعی! )

**بی تو هرگز! تورو خدا نرو!! اگه میری زود بیا! پدر برق بسوزه!  :دی

** کارت سوخت ماشینم سوخت!
من نفهمیدم کجای این کارت هوشمند بوده که برای قطع کردن سهمیه بنزین بعضی از ماشین ها مجبور شدن کارت رو بسوزونن؟ یعنی قابلیت این رو هم نداشته؟ عجب آی.کیو بوده ها!
کلا هر چی هم صرفه جویی شده باشه تو بنزین ( که نشده! ) بجاش هزینه شده برای صادر کردن و سوزوندن و ارسال این کارتهای خِنگ!

** تو این ماه یه عارضه قلبی برای پدرم پیش اومد که خدارو شکر به خیر گذشت. اما من اینقدر کنجکاوی و فضولی کردم تو بیمارستان های شهسوار و تهران که الان خودم رو در حد یه فوق تخصص آنژیوپلاستی حس میکنم! :دی!
در ضمن پزشک فرمودند که ارثی میباشد و من هم باید در فکر باشم، خلاصه اگر بار گران و این حرفا دیگه!

راستی گفتم بیمارستان شهسوار؟ بیمارستان؟! بنظرم بیشتر به درد لوکیشن برای فیلم های ترسناک میخوره! تاریک و سیاه !
کارمند ها و پرسنل و پزشکان خوب هستند البته ها ، ربطی به اونها نداره. یعنی واقعا خوب هستند که تو همچین محیطی کار میکنند!
یه سری پیشنهادات دارم براشون که بدون هزینه یا نهایتاً با هزینه خیلی کم میشه تا ۴۰% بهبود داد سیستم ظاهری و بهروری بیمارستان رو . میدم بهشون بزودی! فعلا درگیر مشکلات خودم هستم! ( جان؟ دلم خوش هست؟!! )

** این عکس هم ببینید بد نیست!
مربوط به جشن چند روز پیش  ، مبادله اسرا بین حزب الله لبنان و اسرائیل

خودتون فکر کنید بهتره …

از سایت پرس تی وی که مال صدا سیمای ایرانه گرفتم ها! فردا فی لتر نکنید مارو!

Balatarin

شهسوار از بالا

۳۰ خرداد, ۱۳۸۷ ۸ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (10 votes, average: 5 out of 5)
Loading ... Loading ...

سلام
بالاخره گوگل شهسوار رو هم شهر به حساب آورد! و این منطقه رو با جزئیات بیشتری ارائه کرد.
میتونید توسط برنامه Google Earth خونه و محل کار خودتون روپیدا کنید و کل شهر رو دید بزنید!
ببینید که بزرگترین زمینها کجاست! نوع خیابون ها و شهرسازی و احتمالا کمربندی بزرگی که تاحالا ندیده اید…

نشد من یه پست بنویسم و توش غر نزنم! ایندفعه فکرمیکردم که یه پست خبری دادم وخیالم راحت! اما با خوندن اینخبر دیگه نمیشه بی تفاوت بود!

” دختر جوان پس از ارتباط اینترنتی و فرار از خانه هنگامی که سرگردان بودند از سوی ماموران انتظامی دستگیر و تحویل دادسرای جنایی تهران شدند.”

“بازپرس جنایی افزود: پس از ارجاع این پرونده‌ها به پلیس آگاهی و انجام تحقیقات علمی و تخصصی مشخص شد انگیزه‌های مربوط به فرار این دختران دارای یک نقطه مشترک است. به طوری که آنها پس از ارتباط اینترنتی – چت کردن- از منازل خود متواری شده‌اند.”

“بازپرس جنایی تصریح کرد: پس از پیگیری این سه پرونده ماموران موفق شدند این دختران را که پس از فریب و اغفال در گوشه و کنار شهرهای کشور رها شده بودند، پیدا کنند. متاسفانه در تحقیق از آنها معلوم شد، این دختران به صرف اعتماد به افرادی که از طریق اینترنت پیدا کرده بودند پس از فرار از خانه در دام‌های خطرناکی گرفتار شدند. به طوری که علاوه بر آزار و اذیت، آنها از مواد مخدر شیمیایی از نوع شیشه و کراک نیز استفاده کرده‌اند.”

“بازپرس جنایی افزود:‌ پس از تحقیق از این دختران افرادی که با جلب اعتماد و فریب این دختران زمینه‌های فرار و سودجویی از آنها را رقم زده بودند، دستگیر و مشخص شد این افراد با پرسه‌زدن در فضای مجازی اینترنت با شکار طعمه‌های خود دختران نوجوان را اغفال می‌کنند. قندی‌زاده اضافه می‌کند: بی‌توجهی والدین به استفاده فرزندان و عدم کنترل ارتباط آنها عملا زمینه‌های جرم را برای دختران جوان فراهم می‌کند.”

“وی در ادامه افزود: برای نمونه می‌توان به پرونده ۲ خواهر جوان در دادسرای جنایی اشاره کرد که این دو خواهر تا نیمه‌های شب در پشت میز رایانه خود با افراد مختلف چت می‌کردند و پس از فرار این دو خواهر از خانه و ارجاع پرونده به پلیس آگاهی این دو خواهر در یک خانه فساد در جنوب تهران دستگیر شدند که در تحقیقات بعدی معلوم شد آنها پس از ارتباط با جوانی از سوی وی اغفال و پس از فرار از خانه و مسافرت چند روزه به شمال کشور در این منطقه رها شده‌اند،.. ”

“دادیار جناییدر این باره گفت: همانگونه که اشاره کردم، پرونده‌های زیادی در این ارتباط وجود دارد، برای نمونه چندی پیش و به دنبال شکایت والدین دختر ۲۰ ساله‌‌یی مبنی بر فرار وی، هنگامی که پس از جست‌وجوی گسترده این دختر دستگیر شد، در تحقیقات عنوان می‌کرد: پس از آشنایی اینترنتی با فردی که خود را دانشجوی پزشکی عنوان می‌کرد و ادامه این ارتباط پنهانی، یک روز تصمیم به ملاقات با او گرفتم و زمانی که با اتوبوس عازم یکی از شهرهای غربی کشور شدم در پایانه مسافربری مرد ۵۰ساله‌یی را مشاهده کردم که خود را جوان ۲۵ ساله دانشجوی رشته پزشکی معرفی می‌کرد و چون پس از فرار از خانه جرات بازگشت به خانه را نداشتم به مدت یک ماه در خانه این فرد مجبور به اقامت شدم و سرانجام او مرا از خانه‌اش بیرون کرد و…”

“امیراسماعیل رضوانفر، دادیار شعبه چهارم دادسرای جنایی نیز می‌گوید: بدون تردید اعتماد در چت‌های اینترنتی نخستین گام برای قرار گرفتن در لبه پرتگاه سقوط است.”

سراشیببی سقوط!!!

اینترنت عجب چیز خطرناکی بود وخبر نداشتیم! باعث میشه آدم از خونه فرار کنه! معتاد شه! تن به هر ذلتی بده!! عجیبا” غریبا” واقعا!
یعنی توضیح هم لازم داره این قضیه؟
اینترنت منشا همه این مشکلات هست؟ واقعا؟ اینترنت فقط ارتباط روبرقرار میکنه.. شما میتونی تو خیابون هم ارتباط بر قرار کنی و در سراشیبی سقوط قرار بگیری! پس خیابون هم بده؟ تلفن و اس ام اس چی؟!
چطور یک آدم ساده و معصوم! به صرف یه حرف تو چت بلند میشه بره یه شهر دیگه؟ شما میری؟! که بعدا گله کنی اوووه این که ۵۰ سالشه ! …
اوج نادانی رو می رسونه که مشکلات رو گردن تکنولوژی بندازیم یا به عبارتی ضعف خودمون رو با ایراد گرفتن از یه چیز دیگه بپوشونیم. درسته این کار؟
اعتماد فقط در چت آدم رو به انحطاط می کشاند؟! از نظر من باز تومحیط مجازی اینترنت یه کم خطرش کمتره تا محیط بیرون! باز یه فاصله ای هست تا خطر اینجوری… 

میدونید این نوع اخبار چه تاثیری رو افرادی که اینترنت رو نمیشناسند داره؟ چقدر به بچه هاشون فشار میارند مثلا کامپیوتر بده نخریم ، اینترنت نباید بری..

متاسفم! هر چیزی که دریچه ای رو به روشنی داشته باشه ، بد هست!

Balatarin

ب مثل بنزین

۲۳ خرداد, ۱۳۸۷ ۱۰ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (9 votes, average: 5 out of 5)
Loading ... Loading ...

بنزین

طبق اخرین اخبار سهمیه بنزین بسیاری از ماشین ها قطع شد و بعضی ها هم مقداری کم شد.
اول این سوال به ذهنم اومد که اگه بنزین کم بود یا قرار بود که ازاد شه، چرا دوره قبل به هر ماشین ۲۰ لیتر اضافه کردند؟! و چون طبق معمول سوال ها جواب ندارند پس منتظر جواب نمی مونیم!
همه ماشین های خارجی ( وارداتی ) بالای ۱۳۰۰ سی سی سهمیه ندارند دیگه. چرا؟
- مالک این ماشین ها ایرانی نیست.
- این ماشین ها کلا لوکس هستند. مثلا پژو ۵۰۴ قدیمی و یا بی ام و ۵۱۸ سی ساله و  …
- مالک این اتومبیل ها مرفه و بی درد هستند. مثلا راننده داتسون ۱۸۰۰ که همین خط شهسوار مسافر کشی میکنه و  …
- این ماشین ها بد هستند! بد بد بد! :دی ! چون با خودرو های داخلی رقابت میکنند.
- کیفیت ساخت بالاتری دارند.
- مصرف بنزین به مراتب کمتری نسبت به ماشین ساخت داخل دارند و  باید حال آنها را بگیریم!
- ایرانی ، جنس ایرانی بخر حتی به زور! البته زانتیا و پژو و رنو لوگان ایرانی هستند ها ! فقط اسمشون خارجی هست.
- با این روش فقیر و غنی توسط کارت هوشمند از یکدیگر جدا میشوند.

چرا مثلا وقتی مصرف یک سمند یا پژوی صفر کیلومتر حدود ۱۱ لیتر هست و با آلایندگی چند برابر و امنیت و کیفیت خیلی پائین تر باید سهمیه داشته باشه ، اما یک ماشین وارداتی با کارائی بالاتر و مصرف کمتر و ..  محروم شه؟ این میشه رقابت ؟ بهتر نیست اسمش رو بذاریم فروش اجباری محصولات از رده خارج با قیمت چند برابر ارزش اون به من و شما؟

چی دارم میگم اصلا!؟

آقا این مفهموم عدالت هست؟ حالا چون یارو ماشین ۱۰۰ میلیونی داره ، بنزین آزاد بخره؟ خوب به اندازه خودش که باید سهم داشته باشه از سوبسید ، باقیش رو میره آزاد میخره. اونی هم که نداره صرفه جویی میکنه. نباید دیگه محروم کرد کسی رو فقط به خاطر مدل ماشین که.. اگه هر چیزی باشه باید برای همه مساوی باشه. مثلا فردا بیان قانون بذارند که هر کسی وزنش از ۹۰ کیلو بیشترهست باید شیر و کره و ماکارونی و گوشت و اینها رو به قیمت بیشتری خریداری کنه!! یا هر کسی لباس تر و تمیز داره باید کرایه تاکسی بیشتر بده!
تازه شما فکر میکنی اون کسی که ماشین ۱۰۰ میلیونی داره ، میاد پول افزایش قیمت بنزین رو از جیب خودش بده؟! نه اینطور نیست. کسی که اون ماشین رو داره مطمئن باش که حتما بیزینس مهمی هم برای خودش داره. پس خیلی از این افزایش قیمت خوشحال هم میشه! چرا؟ چون همین رو بهانه میکنه و روی قیمت اجناس و یا خدمات خودش میکشه و دوباره از جیب من و شما پول بنزین رو که هیچ! چند برابرش رو میکشه بیرون!

البته سیاست های دولت به نظرم کاملا در جهت مشخصی هست ها! یعنی طبق صحبت های خودشون میخوان خط فقر رو از بین ببرند. فقط بنظرم ما این رو درست نفهمیده بودیم! چون اینطور که معلومه تصمیم بر این هست که کلا خط فقر و فقیر و زیر خط فقر همه و همه از بین بروند! راحت! اینجوری خیلی سریع فقر ریشه کن میشه!

هر دو ماه یک سیاست جدید! یعنی برنامه ریزی تو این کشور معنی ندارد!

حالا شما هی بدو دنبال اینکه چه جوری ماشینت رو به مسافربر شخصی تبدیل کنی و بعدش بری بدی نقاش برات اون خط کشی شطرنجی رو پاک کنه و معامله بنزین انجام بدی! و خودت رو هم باهوش ترین و زرنگ ترین ایرانی بدونی! برای همین هست که خیلی ها از این وضعیت راضی هستند و طرفداری هم میکنند!
فرانسه خوب فرق داره حالا به خاطر هر چیر کوچیکی مردمش اعتراض میکنند! مثلا راننده کامیون به خاطر افزایش قیمت سوخت دست از کار میکشه و میره اعتراض میکنه و شب هم میره خونش! اینجا که به همین سادگی نیست!
( البته این عکس مربوط به اسپانیا هست و همین چند روز پیش )

 قربون همه‌تون، حالا که دستا رو بالا بردید، دو تا شعار هم برای گرونی ما بدید.

 من بعضی وقت ها فکر میکنم که اصلا ما برای چی مالیات میدیم  ؟ همه چی که باید هزینش رو پرداخت کنیم! خدمات اجتماعی رایگان دیدید شما تاحالا؟
آمبولانس بیاد که پول میگیره! مرده یا زنده هم فرقی نداره. تامین اجتماعی که پول رو از خودتون میگیره و بعضی وقتها شاید یه چیزی پس بده! بانک که هر کاری کنه کارمزد میگیره! پلیس و اینها هم که میدونید چه جوری پول میگیرند! آتش نشانی رو نمیدونم حالا اگه بیاد مجانی هست یا نه!! خدمات شهری که پول باید بدیم! هزینه جمع آوری زباله باید پول بدیم! آسفالت میخواد بشه یه کوچه باید اهالی محل پول جمع کنند! اداره برق میخواد لامپ سوخته سر کوچه رو عوض کنه باید لامپش رو اهالی کوچه خریداری کنند. خود آب و برق و گاز هم که وضعیتش اینه.. یعنی کلا ما چیزهایی که پولش رو میدیم رو هم درست بهمون عرضه نمیکنند چه برسه به حالا خدمات رفاهی و اجتماعی رایگان!

حالا اگه تو شاخ آفریقا بودیم ! میگفتیم آره دیگه سرنوشت ما همینه دیگه! بهتر نمیتونه باشه! اما تو کشوری که روی نفت هست و منابع زیر زمینی و طبیعی و تازه نه گردباد میاد و نه طوفان  و نه زمستوناش میشه ۴۰ درجه زیر صفر …

حتما همه تاحالا به این چیزا فکر کردید دیگه نه؟! آخرشم گفتین به من چه! تقصیر بقیه هست و ایرانی ها همینند و ..!
بقول مامانم که میگه : ” تو هم یک ایرانی ، چه کار کردی مثلا!! ؟ ”

 

Balatarin